معنی کتلة در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه کتلة در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : کتله. [ک ُ ل َ] (ع اِ) یک لخت فراهم آورده از خرما و گل و لای وشلم و جز آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || پاره ای از گوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کَتلَه. ج، کُتَل. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب)., کتله. [ک َ ل َ] (ع اِ) رجوع به کُتلَه در معنی پاره ای از گوشت شود.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 18 روز قبل
    0

    معنی وکاربرد کتله

    برای پاسخ کلیک کنید