معنی نکوهش کردن در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه نکوهش کردن در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : نکوهش کردن. [ن ِ هَِ ک َ دَ] (مص مرکب) نکوهیدن. هجو. هجا. (یادداشت مؤلف). سرزنش کردن. ملامت کردن: اگر روزی از تو پژوهش کنند همه مردمانت نکوهش کنند بوشکور هر آنگه که رشک آورد پادشا نکوهش کند مردم پارسا فردوسی نکوهش فراوان کند زال زر همان نیز رودابه ٔ پرهنر فردوسی تو از کشورم بگذری در جهان نکوهش کنندم مهان و کهان فردوسی بی دانشان اگرچه نکوهش کنندشان آخر مدبران سپهر مدورند ناصرخسرو جهان را چو نادان نکوهش مکن که بر تو مر او را حق مادری است ناصرخسرو نکوهش مکن چرخ نیلوفری را برون کن ز سر باد خیره سری را ناصرخسرو نکوهش مکن عاقلی را که در صف برای نشست خود آخور گزیند خاقانی عزب را نکوهش کند خرده بین که می رنجد از خفت وخیزش زمین سعدی.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    امیرعلی 18 روز قبل
    0

    معنی

    برای پاسخ کلیک کنید