معنی قهی در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه قهی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : قهی. [ق َهَْ ی ْ] (ع مص) خواهش طعام نکردن و ناخوش داشتن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء)., قهی. [ق ِ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش کوهپایه ٔ شهرستان اصفهان، سکنه ٔ آن 256 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، پنبه و حبوب. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا پنبه ریسی است.راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    قهی 21 روز قبل
    0

    مخالف

    برای پاسخ کلیک کنید