معنی فاک در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه فاک در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : فاک. [فاک ک] (ع ص) پیر کلان سال از مردم و شتر. (منتهی الارب). || سخت گول. ج، فَکَکه، فِکاک. (منتهی الارب): هو فاک ﱡ تاک ﱡ؛ او احمق است. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد)., فاک. (اِخ) ده کوچکی است از بخش زابلی شهرستان سراوان که در چهارهزارگزی خاور زابلی و یک هزارگزی جنوب راه مالرو زابلی به سوران واقع است و 3خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    محمود 13 روز قبل
    0

    سلام

    مع

    محمود 13 روز قبل
    0

    چیز زیادی نمیدونم

    ناشناس 7 ماه قبل
    2

    آه آه آه

    برای پاسخ کلیک کنید