معنی شکسته نفسی در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه شکسته نفسی در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : شکسته نفسی. [ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ن َ] (حامص مرکب) فروتنی. تواضع. هضم نفس، و با کردن و نمودن صرف شود. خفض جناح. خود را کوچکتر از آنچه هست خواندن. (یادداشت مؤلف) - شکسته نفسی کردن، خود را کوچکتر از آنچه هست گفتن یا نمودن. خود را دون آنچه هست به فروتنی نمودن. خود را کوچک و حقیر گرفتن. (یادداشت مؤلف).

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلام امیر هستم 16 روز قبل
    0

    در جواب شکسته می فرمایید چه جوابی بدهیم.

    برای پاسخ کلیک کنید