معنی دایر شدن در لغت نامه دهخدا

    معنی کلمه دایر شدن در لغت نامه دهخدا مفهوم مترادف متضاد هم خانواده مصدر فعل مفرد جمع بن ماضی مضارع مستقبل از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : دایر شدن. [ی ِ ش ُ دَ] (مص مرکب) گردان شدن. آباد و معمور شدن: زمینهای بایر دایر شد؛ بزیر کشت درآمد. کشت و برز در آن شد. || به راه افتادن. از نو براه افتادن. گردش از سر گرفتن. بگردش افتادن. بقرار سابق بازرفتن پس از دیری رکود: مهمانخانه دایر شده است، بازست و کار میکند و تعطیل نیست. || تأسیس شدن. ایجادشدن: مدرسه و پاسگاهی در آن دایر شده است، تأسیس شده است. ایجاد شده است. || رواج یافتن. رائج شدن. || متعلق و بازبسته شدن: امر دایرشده است بگفتن و نگفتن، بدین دو بازبسته شده است.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ‧͙⁺˚*・༓☾ text ☽༓・*˚⁺‧͙ 1 ماه قبل
    0

    دایر شدن =اضافه شدن

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    خواهش

    برای پاسخ کلیک کنید